عبد الحي حبيبى

807

تاريخ افغانستان بعد از اسلام ( فارسى )

قواعد نحو آن مرتب نبود ، در نصف اول قرن نخستين هجرى چون دولت اسلامى تشكيل يافت ، ضرورت خود را بدين امر درك كردند . و حدس برخى از محققان است كه در تبويب و ترتيب قواعد زبان عربى ، رويه و منوال سريانيان را پيروى كرده باشند . زيرا از علماى سريانى يعقوب رهاوى ملقب به مفسر كتب ( متوفى 460 م ) نخستين بار در اواسط قرن پنجم ميلادى بدين كار پرداخته بود ، و چون اعراب در عراق با اين مردم محشور گشتند ، و زبان عربى و سريانى هم بمنزلت دو خواهر بودند ، پس اعراب نيز در عراق به وضع علم نحو دست زدند . « 1 » اگرچه برخى از مستشرقان ، واضع بودن ابو الاسود را در علم نحو رد كرده اند . « 2 » ولى ابن نديم گويد : كه در يكى از خزائن كتب بر كاغذ چينى بحثى را دربارهء فاعل و مفعول از ابو الاسود به خط يحيى بن يعمر ديده بود ، كه در تحت آن خطوط چند نفر نحويان ديگر هم موجود بود « 3 » . و نيز معاذ بن مسلم ( متوفى 188 ه 80 م در بغداد ) در مسائل نحو بحث ميكرد . « 4 » و ازين برمىآيد كه اعراب در عراق به اين علم دست برده بودند . علماى عرب درين دوره به جمع لغت هم پرداختند ، و لغات را هم مانند احاديث كه صحيح و حسن و ضعيفى داشت ، به لغات فصيح و افصح و جيد و اجود و ضعيف و منكر و متروك تقسيم كردند ، و نيز در جرح و تعديل رجال لغت و راويان آن كوشيدند ، مثلا خليل بن احمد و ابو عمرو بن علاء ( متوفى در كوفه 154 ه 770 م ) را ثقه شمردند و قول ايشان را پذيرفتند ، ولى قطرب ( متوفى 206 ه 821 م ) را كاذب دانستند ، و بر نقل و روايت برخى از علماء اعتماد نكردند . و چون كتابها و خط در ان عصر غير منقوط بود ، بر ضبط كتب كه تصحيف در ان روى ميداد نيز تا وقتى كه خودشان لغت را نمىشنيدند اعتمادى نمىنمودند . و نيز چون بعضى اشعار منسوب بدورهء

--> ( 1 ) - تاريخ تمدن اسلامى 3 / 76 ( 2 ) - رجوع به مقاله ركند ورف در دائرة المعارف اسلامى 1 / 307 و بروكلمان 2 / 123 ( 3 ) - الفهرست 40 ( 4 ) - نزهة الالباء از ابن انبارى 64